محمدصادق دهلوي

مقدمه 94

كلمات الصادقين ( فارسي )

وفات او در دهلى بوقوع انجاميد و قبر او در قلعهء علائى است و او را صحائف است [ 150 ] مشتمل بر معارف و حقايق . از آنجا بعضى سخنان بطريق انتخاب در هفت كلمه اندراج مىنمايد . كلمه 1 در * صحيفهء عقبات به اين مضمون نوشته 1 كه علت شهوت 2 شكم و فرج را بمعجون الشيطان ليجرى 3 من ابن آدم مجرى الدم فضيقوا مجاريه بالجوع و العطش * علاج بايد كرد و از مايدهء الجوع طعام الصديقين * غذا بايد گرفت و از كوثر الصوم لى و انا اجزى 4 به * ، آب 5 بايد خورد تا ازين زحمت شفا يا بى . كلمه 2 هم در آن * صحيفه نوشته كه اندوه 6 تلف نفس خود را و اتباع را بخبر و من يخرج من بيته مهاجرا الى 7 اللّه و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على اللّه * دفع گرداند و مقرر گرداند 8 كه عمر و رزق مقسوم و معين است به ترك و طلب و كسب و منع زيادة 9 و نقصان متصور نبود . امر رزق به هيچ شرطى از شروط مشروط نيست چه بهتر از آنكه عمر در طلب حق مصروف شود . اهل و تبع نيز بندگان اويند . رزق تو و ايشان را 10 همه متكفل است چنانچه مىفرمايد و ما من دابة فى الارض 11 الا على اللّه رزقها * . كلمه 3 هم در آن * صحيفه است آنكه گويند بىمال و جاه خوار خواهى شد . اينجا تيغ ان العزة للّه و لرسوله و للمؤمنين * بر تارك خصم زن و خدنگ من يتوكل على اللّه فهو فحسبه * بر سينهء او و بخنجر أ ليس اللّه بكاف عبده * 12 شر او را كفايت كن [ 151 ] و بگو : با 13 دوست كنج فقر بهشت است و بوستان * بىدوست خاك بر سر جاه و 14 توانگرى 15 كلمه 4 هم * در دفع عقبه فرمود اهل و اتباع اگر براى نفقه و غير آن مزاحمت نمايند بتوقيع قل لازواجك ان كنتن تردن الحيوة الدنيا و زينتها فتعالين امتعكن الآيه * دفع گرداند و اميد است كه اگر سالك درين كار صادق بود اهل